جبرئیل همراه هفتاد هزار فرشته پس از نمازظهر نزدم آمد و گفت : . . . ای محمّد ! هرکس با جماعت بودن را دوست داشته باشد، خداوند و همه فرشتگان دوستش خواهند داشت . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
 
چهارشنبه 96 بهمن 18 , ساعت 11:54 صبح
با یک مداد و چند تا کاغذ

و یک اتاق و میز و صندلی و یک پنجره

هم می شود زنده بود و هم زندگی کرد!!!

همین که هر روز چیزی برای نوشتن داشته باشی،

یعنی هنوز هم زنده ای، یعنی هنوز هم حرفی هست...

قلبی هست،

کسی بهانه بودنت هست...

حتی اگر فرسنگ ها از تو دور باشد

و هنوز هم شاید از راه دور بگوید

روزی می آیم....

من برای روزهای نبودنم، می نویسم...

سر خط می نویسم:

او آمد،

او دیر آمد

و من دیگر نیستم!!!!!!!!!!!



لیست کل یادداشت های این وبلاگ